مقاله پژوهشی
فاطمه حاجی رحیمی
دوره 4، شماره 7 ، شهریور 1404، صفحه 1-10
چکیده
شاهنامه فردوسی سرشار از ارزشهای عرفانی است که علاوهبر روایت داستانهای تاریخی و قهرمانی، بر آرمانها و مفاهیم معنوی غنی و گوناگون فرهنگ و اندیشۀ ایرانی تأکید دارد و میتواند بهعنوان الگوی زندگی معنوی برای خوانندگان مطرح شود. این کتاب بهطور کلی، بر آرمانها و مفاهیم معنوی و اخلاقی در فرهنگ و اندیشه ایرانی تأکید میکند ...
بیشتر
شاهنامه فردوسی سرشار از ارزشهای عرفانی است که علاوهبر روایت داستانهای تاریخی و قهرمانی، بر آرمانها و مفاهیم معنوی غنی و گوناگون فرهنگ و اندیشۀ ایرانی تأکید دارد و میتواند بهعنوان الگوی زندگی معنوی برای خوانندگان مطرح شود. این کتاب بهطور کلی، بر آرمانها و مفاهیم معنوی و اخلاقی در فرهنگ و اندیشه ایرانی تأکید میکند که بهعنوان یک اثر ادبی ارزشمند، میتواند راهنمایی برای زندگی معنوی و اخلاقی خوانندگان باشد؛ چرا که مفاهیم عمیق عرفانی در آن نهفته است. با اندکی تفکّر و تعمّق در مییابیم مضامین موجود در این اثر سترگ، بسیار در آثار عرفا به کار رفته و با تأویل مفاهیم آنها، اصول و رموز عرفانی توضیح داده شده است. یکی از مضامین عرفانی و بنیادین در شاهنامۀ فردوسی، فلسفۀ مرگ است که از دیدگاه فردوسی با نگرشی فلسفی، اخلاقی و فرهنگی بیان شده است. پژوهش حاضر که با روش تحلیلی انجام گرفته به بررسی مرگ، مقدّر بودن و همگانی بودن مرگ در شاهنامۀ فردوسی پرداخته است. یافتههای پژوهش نشان میدهد که فردوسی مرگ را سرنوشت حتمی و اجتنابناپذیر انسانها میداند و تأکید میکند که نباید به زندگی مادی دلبسته شد؛ بلکه باید با کردار و رفتار نیک نامی باقی گذاشت که پس از مرگ انسان را زنده نگه دارد. بنابراین فلسفۀ مرگ در شاهنامه تلفیقی است از واقعبینی در باب مرگ، نگرش اخلاقی به زندگی و اهمیت نام نیک بهعنوان راهی به سوی جاودانگی در حافظه جمعی مردم و فرهنگ ایرانی.
مقاله پژوهشی
ممتاز حیدری؛ فاطمه حاجی رحیمی
دوره 4، شماره 7 ، شهریور 1404، صفحه 11-24
چکیده
هویّت زنانه به معنای برداشت شخصی یک فرد از خود بهعنوان زن است، که میتواند با جنسیت بیولوژیکی او در هنگام تولد همسو یا متفاوت باشد. این هویّت براساس تصورات، احساسات و تجربیات فرد دربارۀ زن بودن شکل میگیرد و میتواند شامل جنبههایی متفاوت مانند نقشها، رفتارها، ارزشها و ویژگیهای مربوط به زنان باشد. اربابان ادب و شعر فارسی ...
بیشتر
هویّت زنانه به معنای برداشت شخصی یک فرد از خود بهعنوان زن است، که میتواند با جنسیت بیولوژیکی او در هنگام تولد همسو یا متفاوت باشد. این هویّت براساس تصورات، احساسات و تجربیات فرد دربارۀ زن بودن شکل میگیرد و میتواند شامل جنبههایی متفاوت مانند نقشها، رفتارها، ارزشها و ویژگیهای مربوط به زنان باشد. اربابان ادب و شعر فارسی در طول پیدایش ادبیّات و خلق آثار و شاهکارهای ادبیشان در وصف زن، ستایش عشق و زیباییهایش و قدردانی از مقام شامخ او سخنان بلندی گفتهاند و زن را حافظ هویّت و ارزشهای قومی و نژادی یاد کردهاند. دو تن از این شاعران بزرگ فردوسی و ایرانشاه بن ابی الخیر هستند. هدف از انجام این پژوهش، بررسی تطبیقی بازشناساندن هویّت زنان در شاهنامه و کوشنامه است. در این مطالعه تلاش شد تا با تحلیل نقشها و تأثیرگذاریهای متفاوت زنان در این دو اثر، جلوههای متنوعی از هویّت زنان در مقاطع اساطیری، پهلوانی و تاریخی روشن گردد. در این پژوهش، ابتدا نگاهی گذرﺍ ﺑﻪ ﺗﻌﺮﯾﻒ ﺣﻤﺎﺳﻪ ﻭ جایگاه متون حماسی در ادبیّات فارسی شده است، سپس به معرفی مختصر شاهنامه و کوشنامه و جایگاه زنان در این آثار پرداخته است؛ در فرجام، تحلیلی از ویژگیها و وظایف زنان در این دو حماسه ارائه شده است. نتایج این تحقیق نشان میدهند که نقش زنان در این حماسهها نهتنها بهعنوان شخصیّتهای حاشیهای بلکه بهعنوان عوامل تأثیرگذار در پیشبرد داستانها و ساختارهای اجتماعی و سیاسی آنها مطرح است.
مقاله پژوهشی
رباب بتول پَلَوی؛ مریم جعفرزاده
دوره 4، شماره 7 ، شهریور 1404، صفحه 25-36
چکیده
جایگاه زن در شعر معاصر، بهعنوان یکی از موضوعات مهم ادبیات، همواره مورد توجه شاعران قرار گرفته است. این تحقیق به بررسی تطبیقی جایگاه زن در شعر شاعران معاصر ایرانی و اردو زبان پرداخته است. در این راستا، اشعار شاعران برجستهای همچون سیمین بهبهانی و فاطمه ارکعی در زبان فارسی و پیام اعظمی و عارف سحاب در زبان اردو مطالعه و بررسی شد. تحلیلها ...
بیشتر
جایگاه زن در شعر معاصر، بهعنوان یکی از موضوعات مهم ادبیات، همواره مورد توجه شاعران قرار گرفته است. این تحقیق به بررسی تطبیقی جایگاه زن در شعر شاعران معاصر ایرانی و اردو زبان پرداخته است. در این راستا، اشعار شاعران برجستهای همچون سیمین بهبهانی و فاطمه ارکعی در زبان فارسی و پیام اعظمی و عارف سحاب در زبان اردو مطالعه و بررسی شد. تحلیلها نشان میدهد که شاعران هر دو زبان به مسائلی نظیر دفاع از حقوق زنان، جایگاه در خانواده، الگوگیری، جایگاه در اجتماع و رنج و مبارزه زنان در جامعه پرداختهاند. در شعر فارسی، زنان بهعنوان موجوداتی مستقل و دارای هویّت فردی تجلی مییابند که پیوسته در جستوجوی آزادی و رهایی از قید و بندهای اجتماعی هستند. شاعران ایرانی به نقد ساختارهای مردسالارانه و سنتهای محدودکننده پرداختهاند و به تصویرسازی از رنجها و چالشهای زنان میپردازند. در شعر اردو، شاعران نیز به اهمیت و شخصیت زنان توجه دارند. یافتههای پژوهش نشان میدهد در این اشعار، زنان بهعنوان نماد مستقل و همچنین موجوداتی با ارزش و افراد تأثیرگذار در جامعه به تصویر کشیده شدهاند. نقد اجتماعی در شعر اردو نیز به وضوح نمایان است، جایی که شاعران به محدودیتها و چالشهایی که زنان با آن مواجه هستند، میپردازند.
مقاله پژوهشی
محمد آصف؛ عاطفه خدایی
دوره 4، شماره 7 ، شهریور 1404، صفحه 37-50
چکیده
از جمله مطالعات مهم در جهان ادبیات، بررسی دقیق ویژگیهای سبکی آثار ادبی است. تحلیل و تجزیه سبکی در هر اثر ادبی زوایایی از ساختار آن را آشکار کند. پژوهش حاضر، به بررسی ویژگیهای سبک خراسانی در شعر رودکی میپردازد. در این بررسی که بهصورت تحلیلی انجام گرفته، به مطالعۀ ویژگیهای سبک خراسانی در شعر رودکی پرداخته شده است. این موضوع در ...
بیشتر
از جمله مطالعات مهم در جهان ادبیات، بررسی دقیق ویژگیهای سبکی آثار ادبی است. تحلیل و تجزیه سبکی در هر اثر ادبی زوایایی از ساختار آن را آشکار کند. پژوهش حاضر، به بررسی ویژگیهای سبک خراسانی در شعر رودکی میپردازد. در این بررسی که بهصورت تحلیلی انجام گرفته، به مطالعۀ ویژگیهای سبک خراسانی در شعر رودکی پرداخته شده است. این موضوع در دورۀ سامانی سبک خراسانی بررسی و سپس بازتاب آن در شعر رودکی بیان شد. این سبک شعری که خراسانی یا ترکستانی نام دارد، در قرن چهارم هجری رایج بوده است. سبک مذکور با ویژگیهایی همچون سادگی، روانی کلام، استفاده از واژگان و ترکیبات ساده و طبیعی، توجه به توصیف طبیعت و عناصر آن، و کاربرد آرایههای ادبی به اندازه مشخص میشود. بدیهی است که پرداختن به این مباحث در آثار رودکی، نخستین شاعر بزرگ پارسیگوی پس از اسلام، در عین حال میتواند بسیاری از واقعیتهای شعر پارسی در ادوار آغازین آن را از جهات مذکور روشن گرداند.
مقاله پژوهشی
سیده مرجان رضوی؛ فاطمه حاجی رحیمی
دوره 4، شماره 7 ، شهریور 1404، صفحه 51-62
چکیده
سخنان حضرت زهرا (س) یکی از برجستهترین نمونههای کلام الهی و انسانی در تاریخ اسلام به شمار میرود که علاوهبر معانی عمیق و تأثیرگذار، بهلحاظ ادبی نیز غنی از زیباییهای فصاحت و زیورهای بلاغی است. مقالۀ حاضر که با روش توصیفی انجام شده است به تحلیل علمی و ادبی خطبهها و احادیث حضرت فاطمه (س) در سه شاخۀ اصلی علم بلاغت -معانی، ...
بیشتر
سخنان حضرت زهرا (س) یکی از برجستهترین نمونههای کلام الهی و انسانی در تاریخ اسلام به شمار میرود که علاوهبر معانی عمیق و تأثیرگذار، بهلحاظ ادبی نیز غنی از زیباییهای فصاحت و زیورهای بلاغی است. مقالۀ حاضر که با روش توصیفی انجام شده است به تحلیل علمی و ادبی خطبهها و احادیث حضرت فاطمه (س) در سه شاخۀ اصلی علم بلاغت -معانی، بیان و بدیع- پرداخته است. نخست علم معانی مورد بررسی قرار گرفت و نشان داده شد که حضرت زهرا (س) چگونه از جملههای خبری و انشایی برای بیان حقایق اعتقادی، اجتماعی و اخلاقی بهره بردهاند. جملههای خبری حضرت، بیانگر شفافیّت در انتقال پیام و استدلال منطقی هستند، در حالیکه جملههای انشایی برای ایجاد تأثیر عاطفی و تشویق مخاطب به عمل، نقشآفرینی میکنند. سپس با توجه به علم بیان، استفادۀ هنرمندانۀ حضرت از تشبیه، استعاره و کنایه بررسی شده است؛ این ابزارها نهتنها بر غنای زبانی کلام ایشان افزودهاند، بلکه قدرت انتقال مفاهیم پیچیده به شکلی ملموس و تأثیرگذار را نیز فراهم کردهاند. در نهایت، علم بدیع بهویژه آرایههای لفظی و معنوی همانند سجع، جناس، تضاد و ایهام تحلیل پرداخته شد که نشاندهندۀ هنرمندی و تسلّط حضرت بر زیباییشناسی کلام است.
مقاله پژوهشی
عقیله رضا؛ عاطفه خدایی
دوره 4، شماره 7 ، شهریور 1404، صفحه 63-76
چکیده
مسئله فلسطین، از مهمترین موضوعات جهان اسلام است که همواره مسلمانان بدان توجه داشتهاند. در این میان شاعران بهعنوان یکی از تاثیرگذاران اقشار بر فرهنگ و جامعه در اشعار خود به این مسئله پرداختهاند. شاعران بومی فلسطین و نیز شاعرانی از دیگر کشورها و به زبانهای مختلف با زبان و قلم خود در راستای مقاومت ملت فلسطین شعر سرودهاند و ...
بیشتر
مسئله فلسطین، از مهمترین موضوعات جهان اسلام است که همواره مسلمانان بدان توجه داشتهاند. در این میان شاعران بهعنوان یکی از تاثیرگذاران اقشار بر فرهنگ و جامعه در اشعار خود به این مسئله پرداختهاند. شاعران بومی فلسطین و نیز شاعرانی از دیگر کشورها و به زبانهای مختلف با زبان و قلم خود در راستای مقاومت ملت فلسطین شعر سرودهاند و در مسیر استقلال و آزادی سرزمین اسلامی فریاد مبارزه بر علیه رژیم غاصب صهیونیستی برآورده، این امر را در سرودههای خود متجلی ساختهاند. پژوهش حاضر با روش توصیفی- تحلیلی به مطالعه و بررسی جلوههای مقاومت و آرمان فلسطین در اشعار "اقبال لاهوری" و "حسین اسرافیلی" میپردازد. یافتههای تحقیق حاکی از آن است این شاعران در اشعار خود با محوریت فلسطین به مضامینی همچون وحدت امت و تصور وطن اسلامی، پیوند مقاومت با مفاهیم دینی و تاریخی، توصیف اشغالگری و جنایتهای دشمن، ایثار و شهادت و امید به آزادی و پیروزی فلسطین پرداختهاند.
مقاله پژوهشی
ایلغار محمّدی
دوره 4، شماره 7 ، شهریور 1404، صفحه 77-92
چکیده
ساختارگرایی، یکی از شیوههای تحلیلِ متن در قرن بیستم است که با رویکردی کلّیگرایانه، قواعد و الگوهای موجود در متن را بررسی میکند. الگوی روایتشناسی گریماس، الگویی جهانشمول، انعطافپذیر و قابل تطبیق با انواع ادبی و غیرادبی است. بهگونهای که ساختار اصلی هر روایت را میتوان با نظریۀ روایتشناسی وی تحلیل و بررسی کرد. ...
بیشتر
ساختارگرایی، یکی از شیوههای تحلیلِ متن در قرن بیستم است که با رویکردی کلّیگرایانه، قواعد و الگوهای موجود در متن را بررسی میکند. الگوی روایتشناسی گریماس، الگویی جهانشمول، انعطافپذیر و قابل تطبیق با انواع ادبی و غیرادبی است. بهگونهای که ساختار اصلی هر روایت را میتوان با نظریۀ روایتشناسی وی تحلیل و بررسی کرد. در این پژوهش که به شکل بنیادی، بر پایۀ مطالعات کتابخانهای و به روش توصیفی-تحلیلی انجام شده است، ساختار روایتی داستانهای (گرشاسب و دختر شاه روم در گرشاسبنامه و پنهلوپ و اولیس در اودیسه) بهعنوان نمونههایی از منظومههای حماسی، برمبنای الگوی کنشی گریماس مطالعه و بررسی شد؛ ساختار اصلی این روایتها با تغییر وضعیتها براساس تقابلهای دوگانه و زنجیرههای روایی تحلیل شد. پس از تجزیه و تحلیل متنها، این نتیجه حاصل شد که الگوی کنشی گریماس در تحلیل روایت منظومههای حماسی مذکور تقریباً مفید و قابل تطبیق است و طرح داستانها از ساختار و انسجام روایی خاصّی برخوردار و از دو منظر (تقابلهای دوگانه و قاعدههای نحوی) قابل بررسی است و از لحاظ کنشی، شامل دو الگوی کنشی مجزّا با کنشگران متمایزی است که در دیگر روایتها کمتر مشاهده میشود.
مقاله پژوهشی
زهرا سادات موسوی
دوره 4، شماره 7 ، شهریور 1404، صفحه 93-103
چکیده
تحلیل کتاب بهعنوان یک روش علمی به بررسی، تفسیر و ارزیابی محتوای یک کتاب با استفاده از روشهای تحقیق و تحلیل مشخص میپردازد. در این تحقیق، کتاب «اصول و روش کاربردی» اثر کارن اسکرام بررسی شده است. این اثر در دو جلد و 23 فصل به توصیف شرایط مناسب برای زبانآموزی، ویژگیهای زبان آموزان خوب، راهکارهایی برای پیشرفت زبانآموزان ...
بیشتر
تحلیل کتاب بهعنوان یک روش علمی به بررسی، تفسیر و ارزیابی محتوای یک کتاب با استفاده از روشهای تحقیق و تحلیل مشخص میپردازد. در این تحقیق، کتاب «اصول و روش کاربردی» اثر کارن اسکرام بررسی شده است. این اثر در دو جلد و 23 فصل به توصیف شرایط مناسب برای زبانآموزی، ویژگیهای زبان آموزان خوب، راهکارهایی برای پیشرفت زبانآموزان و تسهیل فرایند فراگیری پرداخته است. این کتاب بهطور تخصصی مهارتهای چهارگانه صحبت کردن، شنیدن، خواندن، و نوشتن را بررسی کرده است. در پژوهش حاضر خلاصهای از فصل هجدهم که مرتبط با مهارت خواندن و زبان آموزان خوب است بررسی و تحلیل شد و نظریات نویسنده در مورد مهارت خواندن مطرح گردید. اگرچه در فراگیری زبان اول، معمولاً در ابتدا، دادههای زبانی از طریق شنیدن دریافت میشوند، در فراگیری زبانهای غیرمادری این امر، اغلب از طریق مهارت خواندن صورت میگیرد. در این پژوهش با روند پیشرفت مهارت خواندن فراگیران خوب آشنا میشویم. ابتدا اندکی در مورد رویکرد شناختی توضیح داده شد و سپس بهطور مختصر به فرایندهای تعاملی شناختی دخیل در مهارت خواندن اشاره شده است. تحلیل علمی کتاب میتواند به درک عمیقتر از موضوع، شناخت نقاط قوت و ضعف کتاب، ارزیابی اعتبار و تأثیرگذاری آن، و ارتباط آن با سایر آثار و زمینههای فکری کمک کند.
مقاله پژوهشی
حسن شهریاری
دوره 4، شماره 7 ، شهریور 1404، صفحه 105-114
چکیده
پاداش و کیفر از موضوعات برجستۀ متون عرفانی به شمار میرود و در تمام ادیان الهی به طرق و گونههای مختلف مطرح گردیده است. در هیچ کتاب آسمانی نیست که از پاداش و کیفر اعمال سخن به میان نیامده باشد، تنها وجه تمایز آن در شیوۀ بیان و نوع پاداش و کیفر و زمان و مکان است. فردوسی در جایگاه یک شاعر حکیم و آشنا با متون اسلامی و زرتشتی، با به دست ...
بیشتر
پاداش و کیفر از موضوعات برجستۀ متون عرفانی به شمار میرود و در تمام ادیان الهی به طرق و گونههای مختلف مطرح گردیده است. در هیچ کتاب آسمانی نیست که از پاداش و کیفر اعمال سخن به میان نیامده باشد، تنها وجه تمایز آن در شیوۀ بیان و نوع پاداش و کیفر و زمان و مکان است. فردوسی در جایگاه یک شاعر حکیم و آشنا با متون اسلامی و زرتشتی، با به دست آوردن آگاهی از سرگذشت پیشینیان و مشاهدۀ ناکامی بیدادگران و کامیابی دادجویان، این موضوع اخلاقی را با زبان و بیان گوناگون در قالب حکمتها و آموزههای اخلاقی بیان کرده است. پژوهش حاضر که با تکیه بر روش تحلیلی و توصیفی انجام گرفته است به بررسی جایگاه کیفر و گناهان کیفرمند در شاهنامۀ فردوسی پرداخته است. فردوسی همیشه بر این نکته تأکید دارد که رعایت عدالت و پرهیز از گناهان اخلاقی مانند آز، طمع و دروغ شرط حفظ نظم و آرامش جامعه و استحکام حکومتها است و کسانی که به این گناهان آلوده میشوند، سرانجام کیفر و مجازات خواهند دید. یافتههای پژوهش نشان میدهد که کیفر از دیدگاه فردوسی یک اصل اخلاقی و دینی مهم است که در برقراری عدالت اجتماعی و رعایت اصول اخلاقی تأثیرگذار است و سرانجام کارهای زشت، مجازات و نابودی را به همراه دارد و این آموزه در قالب حکمتها و داستانهای شاهنامه به روشنی بیان شده است.
مقاله پژوهشی
ناظره عابدی؛ حمید اکبرپور
دوره 4، شماره 7 ، شهریور 1404، صفحه 115-128
چکیده
اسلام زن را نیمی از پیکر اجتماع میداند و نقش او را مهم دانسته و برای رشد و تعالی انسان و جامعه لازم و ملزوم میشمارد. در متون اسلامی زن، جایگاه والایی در اجتماع دارد و مسئولیّت تربیت نسلی مؤمن و معتقد، رسالت حضور او در اجتماع است. در این مسیر لازم است تا زنان مسلمان، اصول و قوانین اسلامی را رعایت کنند. از اوّلین ضرورتهای قوانین ...
بیشتر
اسلام زن را نیمی از پیکر اجتماع میداند و نقش او را مهم دانسته و برای رشد و تعالی انسان و جامعه لازم و ملزوم میشمارد. در متون اسلامی زن، جایگاه والایی در اجتماع دارد و مسئولیّت تربیت نسلی مؤمن و معتقد، رسالت حضور او در اجتماع است. در این مسیر لازم است تا زنان مسلمان، اصول و قوانین اسلامی را رعایت کنند. از اوّلین ضرورتهای قوانین اسلامی، رعایت حجاب، پاکدامنی و عفت است. حجاب برتر و چادر نمادی فراتر از پوشش ظاهری است که حامل مضامین فرهنگی، دینی و هویتی عمیق است. اشعار امیری فیروزکوهی و شجاعالدّین ابراهیمی بهخوبی توانستهاند این جلوه را در ابعاد معنوی و اجتماعی منعکس کنند؛ جایی که چادر نه تنها بهعنوان پوشش بلکه بهعنوان نمادی از وقار، استقلال و ارتباط با ارزشهای دینی و ملی معرفی شده است. یافتههای این پژوهش نشان میدهد که هر دو شاعر حجاب را در قاب هنری و ادبی بازتعریف کرده و از آن تصویری پویا و زنده ساختهاند که توانسته همزمان به زبان معاصر پاسخ دهد و ریشههای سنتی را پاس بدارد. حجاب برتر و چادر در سرودههای آنان بهعنوان تجلی تقابل و همزیستی سنت و مدرنیته، دینی و فرهنگی، فردی و اجتماعی برجسته شده است. این بازخوانی ادبی، فرصتی ارزشمند برای فهم جایگاه حجاب در فرهنگ معاصر و نقش شاعران معاصر در بازنمایی آن فراهم میآورد.
مقاله پژوهشی
عصمت عصمت؛ مجید جعفری
دوره 4، شماره 7 ، شهریور 1404، صفحه 129-146
چکیده
شهادت، یکی از الطاف الهی است که نصیب حال انسانهای باتقوا میشود و به عاقبت بخیری آنها میانجامد. شهادت پایههایی دارد یکی از بالاترین پایههای آن شهادت در میدان جهاد و پیکار علیه باطل است. شهید سلیمانی شاخصترین الگو در هر زمینه است. شهید مدافع حریم ولایت و یکی از چهرههای بزرگ مقاومت و جهاد در دنیای اسلام است. شهید را با ذکر ...
بیشتر
شهادت، یکی از الطاف الهی است که نصیب حال انسانهای باتقوا میشود و به عاقبت بخیری آنها میانجامد. شهادت پایههایی دارد یکی از بالاترین پایههای آن شهادت در میدان جهاد و پیکار علیه باطل است. شهید سلیمانی شاخصترین الگو در هر زمینه است. شهید مدافع حریم ولایت و یکی از چهرههای بزرگ مقاومت و جهاد در دنیای اسلام است. شهید را با ذکر چند صفات نمی شود معرفی کرد؛ به این علت که زندگی او براساس آیات الهی تکیه دارد. بررسی شاخصترین اوصاف حاج قاسم سلیمانی در شعر معاصر، آیات قرآن کریم و روایات و بیانات مقام معظم رهبری از اهداف و پرسمان این نوشتار است. روش پژوهش توصیفی-تحلیلی و با اتکا به شعر معاصر است. پرسش بنیادین پژوهش این است که بر پایۀ شعر معاصر آیا برجستهترین ویژگیهای حاج قاسم سلیمانی با برجستهترین ویژگیهای یک انسان در قرآن و روایات مطابقت دارد؟ یافتههای پژوهش نشان میدهد که شهید سلیمانی از ویژگیهای فراوانی برخوردار بود که همان ویژگیها در شعر معاصر، قرآن کریم، احادیث، بیان رهبر معظم بیان شده است که مهمترین آنها ولایت پذیری و عمل به سنت پیامبر اسلام، اخلاص، وفا به عهد، دفاع از ستمدیده و مبارزه با ستمکار بود. این شاخصهها انگیزهای شد تا ایشان یک شخصیت ممتاز در جهان اسلام باشد. او الگویی عملی است که شهادت او موجب بیداری مردم جهان در برابر ظلم شد و باید برای دستیابی به اوصاف او (بهویژه اخلاص وی) تلاش کنیم.
مقاله پژوهشی
مجید جعفری
دوره 4، شماره 7 ، شهریور 1404، صفحه 147-165
چکیده
در مثنوی، اصطلاحات طبی فراوانی آمده است: نام داروها، اشارههای متعدد به اصول طبی قدیم، نام بیماریها و غیره. مولانا این اصطلاحات را در بیشتر موارد بهصورت تشبیه و استعاره به کار برده تا پیام اخلاقی و عرفانی خود را بیان کند و تعلیم قواعد طبی مدّ نظر وی نبوده است. کاربرد دقیق و ظریف این اصطلاحات نشان میدهد که مولانا با علم طب ...
بیشتر
در مثنوی، اصطلاحات طبی فراوانی آمده است: نام داروها، اشارههای متعدد به اصول طبی قدیم، نام بیماریها و غیره. مولانا این اصطلاحات را در بیشتر موارد بهصورت تشبیه و استعاره به کار برده تا پیام اخلاقی و عرفانی خود را بیان کند و تعلیم قواعد طبی مدّ نظر وی نبوده است. کاربرد دقیق و ظریف این اصطلاحات نشان میدهد که مولانا با علم طب آشنایی شگرفی داشته است. بیجهت نیست که ادوارد براون گفته است: هر کس با آثار و سوابق طبّی قرون وسطی آشنایی داشته باشد، بهتر از دیگران مثنوی را خواهد فهمید. مولوی با علم طب و اصطلاحات آن آشنایی دقیق داشته به طوری که اگر کسی با این اصطلاحات آشنایی نداشته باشد در فهم برخی از ابیات دچار مشکل میگردد.حتی در عصر ما هنوز برخی از این اعتقادات در حوزه پزشکی وجود دارد. یافتههای پژوهش نشان میدهد که مولوی در مثنوی به بیش از 30 نوع بیماری اشاره کرده است و باورهای عامیانهای که در مورد این بیماریها وجود داشته را در اثر خویش آورده است. همچنین نزدیک به 30 نوع دارو در مثنوی ذکر کرده است.