نوع مقاله : مقاله پژوهشی
نویسنده
گروه زبان و ادبیات فارسی، دانشگاه مجازی المصطفی، جامعه المصطفی العالمیه، قم، ایران.
چکیده
شاهنامه فردوسی سرشار از ارزشهای عرفانی است که علاوهبر روایت داستانهای تاریخی و قهرمانی، بر آرمانها و مفاهیم معنوی غنی و گوناگون فرهنگ و اندیشۀ ایرانی تأکید دارد و میتواند بهعنوان الگوی زندگی معنوی برای خوانندگان مطرح شود. این کتاب بهطور کلی، بر آرمانها و مفاهیم معنوی و اخلاقی در فرهنگ و اندیشه ایرانی تأکید میکند که بهعنوان یک اثر ادبی ارزشمند، میتواند راهنمایی برای زندگی معنوی و اخلاقی خوانندگان باشد؛ چرا که مفاهیم عمیق عرفانی در آن نهفته است. با اندکی تفکّر و تعمّق در مییابیم مضامین موجود در این اثر سترگ، بسیار در آثار عرفا به کار رفته و با تأویل مفاهیم آنها، اصول و رموز عرفانی توضیح داده شده است. یکی از مضامین عرفانی و بنیادین در شاهنامۀ فردوسی، فلسفۀ مرگ است که از دیدگاه فردوسی با نگرشی فلسفی، اخلاقی و فرهنگی بیان شده است. پژوهش حاضر که با روش تحلیلی انجام گرفته به بررسی مرگ، مقدّر بودن و همگانی بودن مرگ در شاهنامۀ فردوسی پرداخته است. یافتههای پژوهش نشان میدهد که فردوسی مرگ را سرنوشت حتمی و اجتنابناپذیر انسانها میداند و تأکید میکند که نباید به زندگی مادی دلبسته شد؛ بلکه باید با کردار و رفتار نیک نامی باقی گذاشت که پس از مرگ انسان را زنده نگه دارد. بنابراین فلسفۀ مرگ در شاهنامه تلفیقی است از واقعبینی در باب مرگ، نگرش اخلاقی به زندگی و اهمیت نام نیک بهعنوان راهی به سوی جاودانگی در حافظه جمعی مردم و فرهنگ ایرانی.
کلیدواژهها