مقاله پژوهشی
حسن مقیاسی؛ زهرا ولیان متین
دوره 1، شماره 1 ، شهریور 1401
چکیده
توازن یک صعنت ادبی و یکی از ابزارهای مهم زیبایی شناسی است که به نوعی از تقارن صوری یا هماهنگی ساختاری در لفظ گفته میشود. درواقع «توازن» ابزاری کارآمد جهت ارتباط با مخاطب است که سبب برجستگی و موزونتر شدن یک اثر ادبی میگردد. نهج البلاغه متنی است که در بردارندۀ شگفتیهای بلاغت و نمونههای ارزنده فصاحت میباشد. ...
بیشتر
توازن یک صعنت ادبی و یکی از ابزارهای مهم زیبایی شناسی است که به نوعی از تقارن صوری یا هماهنگی ساختاری در لفظ گفته میشود. درواقع «توازن» ابزاری کارآمد جهت ارتباط با مخاطب است که سبب برجستگی و موزونتر شدن یک اثر ادبی میگردد. نهج البلاغه متنی است که در بردارندۀ شگفتیهای بلاغت و نمونههای ارزنده فصاحت میباشد. در پژوهش حاضر که با استفاده از روش توصیفی-تحلیلی صورت گرفته است، توازن و گونههای آن در خطبههای نهج البلاغه در سه سطح آوایی، واژگانی و نحوی مورد بررسی و مداقه قرار گرفت. نگارندگان درصد بررسی چگونگی ایجاد توازن و تأثیرگذاری بیشتر سخنان مولا امیرالمومنین بر ذهن مخاطب را از طریق این صنعت نشان دادند. یافتههای پژوهش نشان داد که حضرت علی(ع) با داشتن شناخت کامل از همۀ امکانات و ظرفیّتهای زبانی برای بیان دیدگاههای خویش در مورد مسائل مختلف از جمله مسائل اخلاقی، اجتماعی،عقیدتی، سیاسی، تربیتی و ... از این ابزار صوری جهت سلاست و روانی کلام خویش بهره برده است و اندیشه خویش را در قالب بهترین الفاظ و به صورتی هنرمندانه بیان کرده است. استفاده حضرت از این صنعت به همسانی و تناسب موسیقی با مضمون کلامشان انجامیده و پیام و احساس ایشان را به زیباترین و ماندگارترین شکل عرضه کرده است. در خطبههای نهج البلاغه از انواع روشهای ساخت توازن به صورت برجسته و کارآمد استفاده شده است.
مقاله پژوهشی
حسین الربیعی؛ فاطمه حاجیرحیمی
دوره 1، شماره 1 ، شهریور 1401
چکیده
داستانهای قرآنی، روایتها و باورهای متعلّق به زندگی پیامبران از پدیدههای برجستۀ ادبی هستند که در سرودههای شاعران فارسی و عربی مورد توّجه قرار گرفتهاند. مولانا از جملۀ شاعرانی است که به دلیل آشنایی کامل با قرآن کریم، بهرهای بسیار از این کتاب آسمانی برده است و برای بیان اندیشههای عرفانی و عاشقانه خویش با استمداد از ...
بیشتر
داستانهای قرآنی، روایتها و باورهای متعلّق به زندگی پیامبران از پدیدههای برجستۀ ادبی هستند که در سرودههای شاعران فارسی و عربی مورد توّجه قرار گرفتهاند. مولانا از جملۀ شاعرانی است که به دلیل آشنایی کامل با قرآن کریم، بهرهای بسیار از این کتاب آسمانی برده است و برای بیان اندیشههای عرفانی و عاشقانه خویش با استمداد از داستان حضرت موسی به مضامینی چون عصای موسی و چشمه آب تکیه کرده است. عشق و مسائل بین عاشق و معشوق، بیان صفتهای خداوند، جهان، تشابه در ظاهر و تفاوت در باطن، از مهمترین موضوعاتی هستند که مولانا با اشاره به داستان موسی(ع) به تصویر کشیده است. مولانا برای تمثیل اشک سیلآسای معشوق در فراق یار از مضمونی چون زدن عصای موسی بر سنگ خارا و جاری شدن آب از آن استفاده کرده است. در پژوهش حاضر که با رویکرد توصیفی-تطبیقی انجام شده است، بخشهایی از داستان موسی که در سرودههای مولانا منعکس شده، مورد بررسی قرار گرفته و اثرپذیری واژگانی و الهامگیری از پیامها، دلالتها و مفاهیم رویداد و صحنههای این داستان در شعر محمد مهدی جواهری، شاعر معاصر عراقی، موضوع مورد بحث دیگر است. یافته های پژوهش نشان داد که جواهری از معجزات حضرت موسی در سرودههای خود به عنوان نمادهایی برای مقابله با ظلم و بیدادگری استفاده کرده و آنها را در قالب نوین و متناسب با مقتضیّات زمان و خویشکاری خود، برای آگاه ساختن ملل عرب و تزریق امید و پویایی به مردم سرزمین خویش به کار برده است.
مقاله پژوهشی
سمیه حیدری؛ عاطفه خدایی
دوره 1، شماره 1 ، شهریور 1401
چکیده
در هنگام خواندن آثار گذشتگان اعم از اشعار، متون ادبی و تاریخی و سفرنامهها، با اسامی شهرهای بسیاری مواجه میشویم. یکی از شهرهایی که از دیرباز بوده، قدمتی بسیار دارد، شهر غزنین است. این شهر که امروز در کشور افغانستان واقع شده، روزگاری پایتخت سلسله عظیم غزنویان بوده است. در این پژوهش تلاش شده آثار نویسندگان و شاعران قرن سوم ...
بیشتر
در هنگام خواندن آثار گذشتگان اعم از اشعار، متون ادبی و تاریخی و سفرنامهها، با اسامی شهرهای بسیاری مواجه میشویم. یکی از شهرهایی که از دیرباز بوده، قدمتی بسیار دارد، شهر غزنین است. این شهر که امروز در کشور افغانستان واقع شده، روزگاری پایتخت سلسله عظیم غزنویان بوده است. در این پژوهش تلاش شده آثار نویسندگان و شاعران قرن سوم تا پنجم هجری بررسی شد و تمام نکاتی که با غزنین در ارتباط بود استخراج شد. قرن پنجم اوج حضور غزنین در ادبیات فارسی است. شاعرانی چون مسعود سعد سلمان و سنایی بیشترین توجه را یه شهر غزنین داشتهاند
مقاله پژوهشی
زهرا عامری؛ فاطمه حاجی رحیمی
دوره 1، شماره 1 ، شهریور 1401
چکیده
با روی کار آمدن غزنویان، نخستین شاهان غزنوی به دلایل سیاسی و اقتصادی ابتدا مجال چندانی برای توّجه به شعر و ادب نداشتند امّا، از فرمانروایی محمود، در پی لشکرکشیهای وی به هندوستان، به شیوه خلفای بغداد دربار با عظمت و پرشکوهی بنا کردند و برای تبلیغ و نامآوری به جلب و تشویق شاعران و دانشمندان پرداختند. پس از چند قرن، با روی کار آمدن ...
بیشتر
با روی کار آمدن غزنویان، نخستین شاهان غزنوی به دلایل سیاسی و اقتصادی ابتدا مجال چندانی برای توّجه به شعر و ادب نداشتند امّا، از فرمانروایی محمود، در پی لشکرکشیهای وی به هندوستان، به شیوه خلفای بغداد دربار با عظمت و پرشکوهی بنا کردند و برای تبلیغ و نامآوری به جلب و تشویق شاعران و دانشمندان پرداختند. پس از چند قرن، با روی کار آمدن حکومت صفوی و رسمی شدن مذهب شیعه، شاهان صفوی جز شعرهای مذهبی به دیگر انواع شعر درباری، عرفانی و عاشقانه بیتوجهی کردند و این سبب شد که شعر دیگر در انحصار طبقه خاصی نباشد و اصناف گوناگون مردم به شعر روی آوردند. نظم پارسی از زمان صفویه به بعد رو به تنزل رفت. پژوهش حاضر که به روش کتابخانهای و برپایه تحلیلی-تطبیقی صورت گرفته است اوضاع ادبی در عصر غزنویان و صفویان را مورد مقایسه قرار داده است. نگارندگان در این تحقیق به این نتیجه رسیدهاند که شعر و ادب فارسی در عصر غزنویان در سنجش با دورۀ صفویه، شعری باصلابت و دارای شکوه و شاد و پرنشاط است و روحیه تساهل و خوشباشی را تبلیغ میکند. شعری واقعگراست و اوضاع دربارها را منعکس میکند. قالب شعری مسلّط در عصر غزنویان، قصیده و در عصر صفویه، غزل است. بدان سبب که در دربار سلاطین صفوی توّجه چندانی به زبان نمیشد، القاب و عناوین و حتی محاورات هم غالباً به زبان ترکی بود. در هر حال وجود این شرایط و قوّت گرفتن علما و فقها و عدم اعتناء به شعرا سبب شد که شعر بی بها گردد و اکثر مستعدان زمانه به فقه و علم روی آورند و شاعری نزد عامه رواج بیشتری یابد.
مقاله پژوهشی
گلتن زارعی؛ فاطمه حاجیرحیمی
دوره 1، شماره 1 ، شهریور 1401
چکیده
بخش مهمّی از سنّت ادب فارسی، مدیحهسرایی است و یکی از مهمترین حامیان مدیحه سرایان، دربار سلجوقیان بوده است. شعر مدحی ستایشی است که شاعر از ممدوح خود میکند و ضمن آن سجایای اخلاقی وی را برمیشمرد. از آن سبب که مدح و ثنا، بخش بزرگی از آثار منظوم شاعران را به خود اختصاص داده، در ادوار پیشین «مدح» مهمترین موضوع در سرودههای فارسی ...
بیشتر
بخش مهمّی از سنّت ادب فارسی، مدیحهسرایی است و یکی از مهمترین حامیان مدیحه سرایان، دربار سلجوقیان بوده است. شعر مدحی ستایشی است که شاعر از ممدوح خود میکند و ضمن آن سجایای اخلاقی وی را برمیشمرد. از آن سبب که مدح و ثنا، بخش بزرگی از آثار منظوم شاعران را به خود اختصاص داده، در ادوار پیشین «مدح» مهمترین موضوع در سرودههای فارسی بوده که قرنها استمرار یافته است. پس از آنکه دربارهای مشهور مشرق ایران مانند درباریان «صفاری» و «سامانی» و «زیاری» و «غزنوی» و «سلجوقی» هر یک به نحوی حمایت شاه پارسیگوی را بر عهده گرفتند، شعر به صورت کاملا رسمی در دربارها راه یافت و شاعران از اعضای لازم دربارها شمرده شدند، نه تنها شاهان بلکه شاهزادگان و امرای سپاه و حتی بیشتر حکام هر یک عدهای شاعر را در دستگاههای خود نگهداری میکردند و به آنان وظیفه و رتبۀ خاص عطا میکردند. نگارندگان در این تحقیق، که به روش تحلیلی-توصیفی انجام شده، اوضاع شعر مدحی و مدیحهسرایی در عصر سلجوقیان را بررسی کردهاند. یافتههای پژوهش نشان داد که غالب مدایحِ سخنسرایان این دوره، ثنا و ستایش مخصوصِ پادشاهان بوده است و به ندرت از اندیشههای بلند و موضوعهای متعالی از زندگانی بشر و نیازهای معنوی انسان و تحلیل زوایای روح آدمیان سخن به میان رفته است. شاعران ملازمِ دربار قصاید فراوانی دربارۀ رزمها، لشکرکشیها و فتوحات، مجالس بزم، در تهنیت اعیاد، در ستایش بزرگان و مقامات کشوری و صاحبان قدرت سرودهاند و بدین وسیله سبب شهرت و شوکت دربارها را فراهم آوردند، با مدایح پرمبالغه و استوار، وظیفۀ تبلیغاتی خود را که نشر خصال نیکِ سلطان بود، به خوبی انجام دهند و نام حاکمانِ این سلسله را بر صفحه روزگار جاودانه سازند.
مقاله پژوهشی
محمد نسیم مسجدی؛ عاطفه خدایی
دوره 1، شماره 1 ، شهریور 1401
چکیده
زبان فارسی زیر گروه زبانهای ایرانی غربی است که گروه ایرانی شاخه زبان های اروپایی ـ هندی را تشکیل میدهند.این زبان امروزه در بخش وسیعی از کشورهای ایران، افغانستان و تاجیکستان و بخشهایی از هندوستان گویشور دارد. فارسی افغانستان یا فارسی دری گونه رایج زبان فارسی در افغانستان است که معمولاً به گویش تاجیکها و هزارهها در ...
بیشتر
زبان فارسی زیر گروه زبانهای ایرانی غربی است که گروه ایرانی شاخه زبان های اروپایی ـ هندی را تشکیل میدهند.این زبان امروزه در بخش وسیعی از کشورهای ایران، افغانستان و تاجیکستان و بخشهایی از هندوستان گویشور دارد. فارسی افغانستان یا فارسی دری گونه رایج زبان فارسی در افغانستان است که معمولاً به گویش تاجیکها و هزارهها در این کشور اطلاق میشود. گرچه زبان هر دو ملت افغانستان و ایران فارسی و برای هر دو ملت فابل فهم است؛اما امروزه میتوان تفاوتهای قابل ملاحظهای در زبان مردم این دو کشور یافت. این تفاوتها از نحوه تلفظ مصوتها به ویژه «های بیان حرکت» و حتی برخی صامتها تا تفاوت واژهها و ترکیبهای اضافی و فعلها دیده میشود. در این پژوهش تفاوت تلفظها، واژگان کهن موجود در زبان دری، واژه های فارسی متفاوت با کاربرد یکسان و واژههای دخیل در زبان مردم افغانستان را بررسی کرده، تفاوتها را ذکر کردهایم.