نوع مقاله : مقاله پژوهشی
نویسندگان
دانشکده زبان ادبیات و فرهنگ شناسی، دانشگاه زبان ادبیات و فرهنگ شناسی، دانشگاه بینالمللی مجازی المصطفی، قم، ایران
چکیده
با روی کار آمدن غزنویان، نخستین شاهان غزنوی به دلایل سیاسی و اقتصادی ابتدا مجال چندانی برای توّجه به شعر و ادب نداشتند امّا، از فرمانروایی محمود، در پی لشکرکشیهای وی به هندوستان، به شیوه خلفای بغداد دربار با عظمت و پرشکوهی بنا کردند و برای تبلیغ و نامآوری به جلب و تشویق شاعران و دانشمندان پرداختند. پس از چند قرن، با روی کار آمدن حکومت صفوی و رسمی شدن مذهب شیعه، شاهان صفوی جز شعرهای مذهبی به دیگر انواع شعر درباری، عرفانی و عاشقانه بیتوجهی کردند و این سبب شد که شعر دیگر در انحصار طبقه خاصی نباشد و اصناف گوناگون مردم به شعر روی آوردند. نظم پارسی از زمان صفویه به بعد رو به تنزل رفت. پژوهش حاضر که به روش کتابخانهای و برپایه تحلیلی-تطبیقی صورت گرفته است اوضاع ادبی در عصر غزنویان و صفویان را مورد مقایسه قرار داده است. نگارندگان در این تحقیق به این نتیجه رسیدهاند که شعر و ادب فارسی در عصر غزنویان در سنجش با دورۀ صفویه، شعری باصلابت و دارای شکوه و شاد و پرنشاط است و روحیه تساهل و خوشباشی را تبلیغ میکند. شعری واقعگراست و اوضاع دربارها را منعکس میکند. قالب شعری مسلّط در عصر غزنویان، قصیده و در عصر صفویه، غزل است. بدان سبب که در دربار سلاطین صفوی توّجه چندانی به زبان نمیشد، القاب و عناوین و حتی محاورات هم غالباً به زبان ترکی بود. در هر حال وجود این شرایط و قوّت گرفتن علما و فقها و عدم اعتناء به شعرا سبب شد که شعر بی بها گردد و اکثر مستعدان زمانه به فقه و علم روی آورند و شاعری نزد عامه رواج بیشتری یابد.
کلیدواژهها