نوع مقاله : مقاله پژوهشی
نویسنده
دانشکده زبان ادبیات و فرهنگ شناسی، دانشگاه زبان ادبیات و فرهنگ شناسی، دانشگاه بینالمللی مجازی المصطفی، قم، ایران
چکیده
پس از شکل گیری انقلاب مشروطه، شعر بیش از پیش به عرصۀ اجتماع گام نهاد و شاعران مسائل و معضلات سیاسی- اجتماعی را به زبان شعر به گوش مردم رساندند. بنابراین غزل اجتماعی اگر چه گونۀ ادبی تازهای نیست و میتوان بخش قابل توّجهی از آن را در آثار شاعران گذشتۀ ادبیات فارسی حافظ، سعدی و ... نیز مشاهده کرد، امّا بی تردید باید نقطۀ ظهور و تکامل نسبی آن را در دو دهۀ معاصر، از عهد مشروطه به بعد دانست. محتوای این نوع غزل، مسائل حاد اجتماعی است. آزادی، خودکشی، ایدز، قتل، فقر، فرار، دین گریزی، اعتیاد و… از درونمایههای غزل اجتماعی به شمار میروند. غزل اجتماعی با وجود پیشرفتهایی که در سه دهۀ گذشته و به خصوص دهۀ اخیر داشته است هیچ گاه مورد نقد و تحلیل و شناسایی دقیق قرار نگرفته و هیچ کس به طور تخصصی به بررسی محتوا و ساختار این قالب شعری نپرداخته است. ساختار کلی پژوهش حاضر بیشتر درونمایهها، مضامین و محتوای شعر، فکر و فرهنگ شاعر بهویژه طرح مباحث اجتماعی در غزل آنها و درواقع نحوۀ پیدایش و حضور پررنگ غزل اجتماعی، جایگاه آن بهعنوان یک قالب شعری از آغاز تا امروز هدف اصلی بودهاند. شیوۀ انتخاب غزلها بیشتر بر مبنای آثاری صورت گرفته است، که از نظر ساختار معنوی، مطابق با اندیشه و آرمانهای اجتماعی مردم سروده شدهاند.
کلیدواژهها