نوع مقاله : مقاله پژوهشی
نویسنده
دانشکده زبان ادبیات و فرهنگ شناسی، دانشگاه زبان ادبیات و فرهنگ شناسی، دانشگاه بینالمللی مجازی المصطفی، قم، ایران
چکیده
معرفت الهی، دریای بیکرانه ای است که تا ابد پای هیچ انسان اهل جست و جویی به عمق آن نخواهد رسید. به قول حکیم سنایی، انسان در دریای بیکران معرفت خداوندی، در حکم یک غوک (موجود ضعیف و کوچک) است که وظیفهای به جز دست و پا زدن در این بحر بیکران ندارد. به این دلیل که ابزارهای شناخت برای انسان، اعم از علم، عقل و دل، ضعیف و محدود هستند و ظرفیت ادراک کامل صفات جلال و کمال خداوندی را ندارند. پس تصوّر این که کسی گمان کند به نقطه نهایی معرفت یا مرتبه حضور دائمی الهی رسیده است و باید دست از تلاش بردارد، فکر باطلی است. هشدار سنایی متوجّه این چنین سالکانی است که گرفتار توهّم وصال شدهاند. نگارنده در پژوهش حاضر که به روش توصیفی-تحلیلی انجام شده، کوشیده است ضمن نگاهی اجمالی به جایگاه و ویژگیهای اهل علم در قرآن، به بررسی جایگاه علم و معرفت آموزی در حدیقۀ سنایی، عارف و سخنور نامدار سدۀ ششم پرداخته است و تحلیلی دقیق از آسیبهای معرفتی و گمراهی انسانها پیش روی آنها قرار میدهد.
کلیدواژهها