نوع مقاله : مقاله پژوهشی
نویسنده
استادیار گروه زبان و ادبیات فارسی دانشگاه مجازی المصطفی
چکیده
«دایه» یک واژۀ کلی در معنای پرورشدهنده و پرستار کودک است که با توجه به نقش روایی خود و به اقتضای فضای حماسی میتواند زن و گاه مرد باشد. در داستانهای حماسی فردوسی، دایه ها در شکل گیری قهرمان، انتقال ارزش های اخلاقی و پیشبرد گره های عاطفی و تراژیک حضور مؤثر دارند. دایگان و پرستندگان از شخصیّت های گمنام ولی محوری در پیشبرد داستان های حماسی هستند. اهمیّت دایه در داستان ها و آثار مختلف به اعتبار نقشی که بر عهده دارند، متفاوت است. در مقالۀ حاضر که به روش کتابخانه های انجام گرفته است، خویشکاری و کارکردهای دایه گان در ساختار اسطورهای روایات حماسی بررسی و تحلیل می شود. نتایج این پژوهش منجر به شناخت بهتر ما از نقش دایه گان در پیشبرد متون حماسی خواهد شد. یافته های پژوهش نشان داد که دایه ها در داستان های شاهنامه اغلب به عنوان شخصیتهای وفادار و پشتیبان ظاهر می شوند و شباهتهای کلیدی در نقشها و خویشکاری خود ایفا می کنند که مهمترین آنها عبارتند از: وفاداری و رازداری، مراقبت جسمانی و پرورشی، تربیت و انتقال ارزشها، حمایت در برابر خطر و واسطه گری و تربیت عاطفی. در شاهنامه، دایه ها بیشتر براساس کارکرد تعریف می شوند تا ماهیت انسانی؛ این انعطاف به فضای حماسی و اساطیری داستانها برمی گردد. اکثر دایه ها مانند دایه های رودابه یا منیژه انسان هستند، اما گاهی نقش دایه به پریها یا حیوانات منتقل شده که همسانی های ساختاری با انسانها دارند، مانند سیمرغ در داستان زال و رودابه و گاو برمایه در داستان فریدون.
کلیدواژهها