سیر خطی و نظام فکری ناصرخسرو در کتاب «جامع الحکمتین»

نوع مقاله : مقاله پژوهشی

نویسندگان

1 فارغ التحصیل کارشناسی ارشد زبان و ادبیّات فارسی دانشگاه مجازی، جامعه المصطفی العالمیه قم، قم، ایران

2 استاد همکار گروه زبان و ادبیّات فارسی دانشگاه مجازی، جامعه المصطفی العالمیه قم، قم، ایران.

چکیده

ناصرخسرو قبادیانی، فیلسوف، حکیم و داعیِ برجستۀ اسماعیلی، از جمله پیشگامانِ پیوند میانِ عقل و وحی در نثر فارسی است که با بهره‌گیری از ظرفیت‌های زبانی، نظام‌های پیچیدۀ هستی‌شناختی و تأویلی خود را در قالب متونی منسجم و استدلالی صورت‌بندی نموده است. پژوهش حاضر با تحلیل سیر خطی و نظام فکری ناصرخسرو در کتاب «جامع الحکمتین» و با هدفِ تبیین پیوند میانِ ساختارهای زبانی و جهان‌بینیِ حکمیِ ناصرخسرو، به تحلیل جامع‌الحکمتین پرداخته است. پرسش بنیادین این است که نظام فکری ناصرخسرو به‎عنوان یک داعی و فیلسوف اسماعیلی، چگونه در سطوح مختلف لایه‌ای (آوایی، واژگانی، نحوی و بلاغی) نمود یافته و منجر به شکل‌گیری یک «سبک فکری» متمایز شده است؟ این مطالعه با بهره‌گیری از روش توصیفی-تحلیلی و مبتنی بر تحلیل داده‌های متنی، نشان می‌دهد که سبک ناصرخسرو صرفاً واجد ارزش‌های زیباشناختی نیست، بلکه ابزاری نظام‌مند برای صورت‌بندیِ «عقل‌گراییِ تأویلی» است. یافته‌های پژوهش حاکی از آن است که در جامع‌الحکمتین، غلبۀ‌ لایۀ نحویِ استدلالی و واژگانِ فلسفی، بازتاب‌دهنده ساختار منطقیِ حاکم بر جهان‌شناسی اسماعیلی است. در نهایت، سبک فکری ناصرخسرو، تابعی از تقابلِ میانِ عقلِ برهانی و ایمانِ تأویلی است که در این اثر، در قالب ساختار زبانیِ مکمل، بازنمایی شده است. «جامع‌الحکمتین» دارای «سبک فلسفی-مناظره‌ای» با اصطلاحات فنی و برهان‌های عقلی است.

تازه های تحقیق

.

کلیدواژه‌ها


ABSTRACT

Nasir Khusraw Qubadiani—a prominent philosopher, sage, and Ismaili stands among the pioneers in bridging reason and revelation within Persian prose; by leveraging linguistic potential, he has articulated his complex ontological and hermeneutic systems into coherent, reasoned texts. The present study analyzes al-Hikmatayn by examining Nasir Khusraw’s intellectual system and the linear progression of his thought, aiming to elucidate the connection between his linguistic structures and his philosophical worldview. The fundamental question is how the intellectual system of Nasir Khusraw—as an Ismaili and philosopher—manifests across various linguistic strata (phonological, lexical, syntactic, and rhetorical) to shape a distinctive intellectual style. Employing a descriptive-analytical method based on the analysis of textual data, this study demonstrates that Nasir Khusraw’s style possesses not merely aesthetic value but serves as a systematic instrument for articulating a form of hermeneutic rationalism. The findings indicate that in Jami‘ al-Hikmatayn, the predominance of an argumentative syntactic layer and philosophical vocabulary reflects the logical structure governing Ismaili cosmology. Ultimately, Nasir Khusraw’s intellectual style emerges from the interplay between demonstrative reason and hermeneutic faith—a relationship represented in this work through a complementary linguistic structure. Jamial Hikmatayn is characterized by a philosophical-disputational style, replete with technical terminology and rational arguments. 

Key Words: Nasir Khusraw Qubadiani, philosophical style, technical terms, intellectual system, Jami,al-Hikmatayn ,

 

قرآن کریم.
تقی‌زاده، حسن (۱۳۷۹)، زندگی و آثار ناصرخسرو، تهران: اساطیر.
خوارزمی ،حمیدرضا (1391)، «ریشۀ افکار فلسفی ناصرخسرو در اندیشه‎های فلوطین»، نشریۀ ادب و زبان، شمارۀ 38.
دائره المعارف بزرگ اسلامی (1378)، زیر نظر محمدکاظم موسوی بروجردی.
زرین‌کوب، عبدالحسین (۱۳۵۶)، آشنایی با نقد ادبی، تهران: سخن.
سجستانی، ابویعقوب (1358)، کشف المحجوب، تهران: طهوری.
سلمان زاده، محمدعلی (1395)، «بررسی سخن و جایگاه آن در قصاید ناصرخسرو قبادیانی»، گردهمایی انجمن ترویج زبان فارسی ایران، دورۀ 11.
محقق، مهدی (1368)، دیوان ناصرخسرو، تهران: دانشگاه تهران.
مروج، پرویز (1394)، «کلام فلسفی تأویلی ناصرخسرو»، همایش حکیم ناصرخسرو قبادیانی، شمارۀ 2.
ناصرخسرو، ابومعین قبادیانی (۱۳63)، جامع الحکمتین، تصحیح محمدمعین و هانری کربن، تهران: طهوری.