Document Type : Original Article
Author
Faculty of Literature and Humanities, University of Qom, Qom, Iran.
Abstract
درج متون نویسندگان صوفی، در کتابهای درسی، تأثیر منفی غیرقابل انکاری در ایجاد و تثبیت باورها و اندیشهها و عقاید فرقهای در ذهن و عملکرد دانش آموزان دارد و به ترویج روحیه انفعالی و جبرگرایی اَشعری در جامعه شیعی ایران کمک میکند. پژوهش حاضر با روش توصیفی بر پایۀ اطلاعات کتابخانهای انجام گرفته که به بررسی جایگاه علم تصوّف در کتب فارسی مقطع متوسطه پرداخته است. در کتابهای درسی ادبیات فارسی دوره متوسطه، متون انتخاب شده از منابع کهن، به شرح و معرفی شخصیتهای صوفی اختصاص یافته است که در مبانی دینی، مسائل کلامی و اعتقادات و اندیشههای تشیّع دوازده امامی، تعارض و تناقض بنیادین دارد. غیر از پرداختن به شخصیتهای معروفی مانند حافظ، مولوی، سنایی، شمس تبریزی، محمد غزالی، خواجه عبدالله انصاری، باباطاهر عریان و... از نام و متون شخصیتهای کمتر شناخته شدهای مانند ابوسعید ابوالخیر، فخرالدین عراقی، عزالدین کاشانی، رشیدالدین میبدی، ابوالقاسم قشیری، محمود شبستری و... استفاده شده است. یافتههای پژوهش نشان میدهد که نویسندگان در برخی کتب درسی ادبیات فارسی بهصورت متوازن و منطقی به معرفی شخصیتها و نمادهای تاریخی، دینی نپرداخته، بسیاری از آنان را مغفول گذاشته و به برخیها مانند شخصیتهای صوفی تسنّن اَشعری پرداخته است. به منظور رفع کسالت و خمودی و ایجاد علاقه، جذابیت و هیجان ذهنی دانش آموزان، برای این چهرههای صوفی کارهای عجیب و غریبی افسانهای، در قالب «کرامات» منتسب کرده، با فنون نویسندگی از جمله «شگردهای باورپذیری»، آن را بهعنوان واقعیت به ذهن دانش آموزان نوجوان القاء میکنند.
Keywords